نقد فیلم «سونیک خارپشت ۳» 🦔 | سرعت، هیجان، جنون!🎬

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 9 دقیقه

بعد از دو اقتباس سینمایی نه‌چندان رضایت‌بخش از دنیای پرطرفدار «سونیک» و یک سریال اسپین‌آف که با محوریت ناکلز ساخته شد و حتی از فیلم‌ها هم بدتر بود، خیلی‌ها گمان می‌کردند پرونده‌ی این فرنچایز در دنیای اقتباس‌های سینمایی عملاً بسته شده است. بسیاری از طرفداران قدیمی بازی‌های «سونیک» از این که شخصیت محبوب دوران کودکی‌شان این‌طور سطحی و بی‌هدف به پرده‌ی نقره‌ای منتقل شده، دلخور بودند. اما نکته‌ی جالب اینجاست که تیم سازنده‌ی «سونیک» در قسمت سوم، بالاخره انگار فهمیدند که این فرنچایز نه به داستانی عمیق نیاز دارد و نه به پیچیدگی‌های روایی عجیب‌وغریب؛ رسالت اصلی این آثار چیزی جز وفادار ماندن به جوهره‌ی اکشن، هیجان و حس شوخ‌طبعی دنیای بازی نیست. در نتیجه «سونیک خارپشت ۳» با کنار زدن عناصر زاید و اضافه کردن چاشنی‌هایی که دلیل محبوبیت این شخصیت بوده‌اند، توانسته لقب بهترین فیلم در سه‌گانه‌ی خود را بگیرد.

این قسمت به طرز قابل‌توجهی پرهیجان‌تر، پراحساس‌تر و سرگرم‌کننده‌تر از قبل از آب درآمده است؛ و نکته‌ی جالب‌تر اینکه حتی بدون داشتن فیلمنامه‌ای بی‌نقص، موفق شده مخاطب را تا پایان با خود همراه کند. البته، بخشی از این موفقیت را باید مرهون حضور تکرارنشدنی جیم کری دانست؛ کسی که از همان ابتدا ستون اقتباس‌های «سونیک» بوده و با اجرای اغراق‌آمیز و پرانرژی‌اش عملاً بار فیلم را به دوش کشیده است. در نقد «سونیک خارپشت ۳» این موضوع به‌وضوح پیداست که اگرچه فیلمنامه همچنان با ضعف‌هایی روبه‌رو است، اما اجرای فوق‌العاده جیم کری و حضور سایر ستارگان، انرژی تازه‌ای به این جهان داده‌اند.

سونیک خارپشت ۳

قصه‌ای ساده، اما پرجنب‌وجوش؛ شدو به‌عنوان نقطه‌ی اوج

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های «سونیک خارپشت ۳» حضور شدو است؛ کاراکتری که پیش‌تر در بازی‌های ویدیویی به‌عنوان ضدقهرمان پیچیده معرفی شده بود و اینجا هم مرکز ثقل بار دراماتیک داستان است. شدو با صداپیشگی کیانو ریوز جان گرفته؛ انتخابی هوشمندانه که توانسته دوگانگی شخصیت شدو را به‌خوبی منتقل کند: موجودی فوق‌العاده قدرتمند که در عین حال زخمیِ گذشته‌ای تاریک است. برخلاف بسیاری از آنتاگونیست‌های سطحی که صرفاً نقش مانع قهرمان را بازی می‌کنند، شدو شخصیتی چندلایه دارد و این باعث می‌شود تقابل او با سونیک از حالت یک نبرد کلیشه‌ای بیرون بیاید.

جالب است که در داستان فیلم، گذشته‌ی شدو با ماریا و دکتر جرالد رباتنیک به‌طور خلاصه اما کافی روایت می‌شود. شاید در نگاه اول این فلش‌بک‌ها ساده باشند، اما برای فیلمی که بیش از هر چیز بر اکشن و شوخ‌طبعی تکیه دارد، همین اندازه پرداخت هم کافی است تا به مخاطب نشان دهد شدو چرا انگیزه‌ی انتقام دارد. این‌که شدو پس از پنجاه سال زندانی بودن توسط سازمان «گان» دوباره بازمی‌گردد و با دکتر رباتنیک متحد می‌شود، حس جدی‌تری به تهدید فیلم می‌دهد. گذشته‌ی شدو و دوستی ازدست‌رفته‌اش با ماریا، حسی تلخ را در دل این دنیای پرهیاهو تزریق می‌کند؛ حسی که در لحظات رودررویی سونیک و شدو به نقطه‌ی اوج می‌رسد و حتی برای لحظاتی شما را از فضای پرانرژی فیلم جدا می‌کند.

سونیک، تیلز و ناکلز

سونیک، تیلز و ناکلز؛ یک تیم واقعی!

در این فیلم، سونیک فرصت بیشتری برای رشد شخصیتی پیدا کرده است؛ چیزی که در دو فیلم قبلی به‌دلیل حضور پررنگ تام (با بازی جیمز مارسدن) کمتر دیده می‌شد. این بار بار اصلی داستان بر دوش سونیک است که باید نقش یک رهبر را برای تیمش ایفا کند. او یاد می‌گیرد چطور در کنار تیلز و ناکلز به‌عنوان یک گروه هماهنگ عمل کند. این موضوع شاید ساده به‌نظر برسد، اما در همین حد هم به کاراکترها عمق می‌دهد.
البته نباید انتظار پرداخت فلسفی یا دیالوگ‌های تاثیرگذار داشته باشید؛ پیام‌های اخلاقی درباره‌ی دوستی، خانواده و انتخاب راه درست خیلی سطحی و کلیشه‌ای هستند و بیشتر به‌عنوان پلی برای عبور به صحنه‌های اکشن عمل می‌کنند. اما همین مقدار هم برای این فیلم کافی است، چون قرار نیست «سونیک خارپشت ۳» فیلمی عمیق باشد؛ اینجا همه‌چیز در خدمت سرگرمی است.

ارجاعات دلچسب برای طرفداران قدیمی

یکی از جذابیت‌های فیلم برای گیمرها، ارجاعات بامزه به دنیای بازی‌های «سونیک» است؛ از جزیره‌ی زندان شدو و سلاح مخصوصش گرفته تا موسیقی پس‌زمینه و حتی اشاره‌های کوچک به «چاو گاردن». همین نکات ریز باعث می‌شوند طرفداران قدیمی حس کنند که با یک اقتباس پر از عشق روبه‌رو هستند. جالب‌تر اینکه فیلم به فرهنگ پاپ هم چشمک می‌زند؛ مثلاً تغییر حالت شدو و ارجاع به «ماتریکس» کیانو ریوز یک شوخی خودآگاهانه است که لحظات اکشن را بامزه‌تر می‌کند.

حتی اگر هیچ‌کدام از فیلم‌های قبلی را ندیده باشید یا اصلاً سریال «ناکلز» را دنبال نکرده باشید، باز هم با این فیلم ارتباط برقرار می‌کنید؛ چرا که داستان به‌قدر کافی سرراست است و نیازی به آشنایی قبلی با جهان «سونیک» ندارد.

جیم کری؛ پادشاه بلامنازع صحنه

جیم کری؛ پادشاه بلامنازع صحنه

اما چه چیزی این فیلم را از دو قسمت قبلی جدا می‌کند؟ بدون شک پاسخ، جیم کری است. او مثل همیشه پرانرژی، اغراق‌آمیز و غیرقابل‌پیش‌بینی ظاهر شده است. بازگشت او در نقش دکتر آیوو رباتنیک و همین‌طور پدربزرگش جرالد، لحظات طلایی زیادی را رقم زده است. صحنه‌هایی که کری در نقش این دو شخصیت مقابل هم بازی می‌کند، نشان می‌دهد چه‌قدر در اجرای فیزیکی و بازی‌های چهره استاد است. ترکیب این اجرا با جلوه‌های بصری تمیز و بی‌نقص باعث می‌شود حتی برای لحظه‌ای فراموش کنید که هر دو کاراکتر را یک نفر بازی می‌کند.

جیم کری در «سونیک خارپشت ۳» به‌معنای واقعی کلمه عاملیت دارد. شوخی‌ها، اغراق‌ها، حتی حرکات فیزیکی دیوانه‌وار، همه با امضای شخصی اوست. این بازیگر کهنه‌کار دوباره ثابت می‌کند هنوز از آن نسل بازیگران کمدی است که برای خنداندن تماشاگر، از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند.

سونیک خارپشت ۳

پیشرفت‌های بصری خیره‌کننده

از نظر فنی هم «سونیک خارپشت ۳» یک سر و گردن بالاتر از فیلم‌های قبلی قرار می‌گیرد. چه در طراحی کاراکترها – که حالا همخوانی بهتری با محیط واقعی دارند – چه در ترکیب انیمیشن با فیلم‌برداری زنده. به‌ویژه صحنه‌های اکشن در شهرهایی مثل توکیو و لندن یا نبرد فضایی سونیک و شدو، به‌قدری رنگارنگ و پرجزئیات‌اند که بیننده را در صندلی میخکوب می‌کنند.
جیم فاولر، مسئول جلوه‌های ویژه، به‌خوبی موفق شده مرز میان دنیای واقعی و دنیای کارتونی را بردارد. این همان چیزی است که در قسمت‌های قبلی تا حد زیادی ضعف داشت. حتی طراحی جزئیاتی مثل پرزهای دستکش سونیک یا ربات‌های دکتر اگمن با دقتی مثال‌زدنی انجام شده است.

جمع‌بندی؛ جهشی رو به جلو برای سونیک

در نهایت باید گفت «سونیک خارپشت ۳» با وجود نقص‌هایش – به‌ویژه در بخش روایت داستانی – یک قدم بزرگ به جلو برای فرنچایز سونیک محسوب می‌شود. این فیلم دقیقاً همان چیزی است که باید باشد؛ یک اقتباس پاپ‌کورنی، پرانرژی، مملو از صحنه‌های اکشن تماشایی، ارجاعات دوست‌داشتنی برای گیمرها و یک ضدقهرمان خاطره‌انگیز. اما همه‌ی این‌ها بدون حضور کاریزماتیک جیم کری احتمالاً نیمی از جذابیت خود را از دست می‌دادند.

حالا باید دید این روند رو به رشد در قسمت چهارم ادامه پیدا خواهد کرد یا نه. شدو هنوز زنده است و سرنخ‌های زیادی برای داستان‌های بعدی باقی مانده. اگر تیم سازنده بتواند همین مسیر را حفظ کند و در عین حال کمی هم فیلمنامه را سر و سامان دهد، می‌توان امیدوار بود که «سونیک» دوباره و دوباره طرفداران جدید و قدیمی‌اش را شگفت‌زده کند.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما